X
تبلیغات
رایتل

یادی از سریال محبوب Friends : چه خاطراتی داریم!  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 26 مهر‌ماه سال 1391 در ساعت 03:48 ق.ظ
چرا مجموعه محبوب «دوستان» یکی از مهم ترین سریال های طنز تاریخ تلویزیونی امریکاست؟ به چه دلیل رابطه این شش دوست گرمابه و گلستان، و محل زندگی ساده شان می تواند این همه بیننده در سطح دنیا را شیفته خودش کند؟ friends3

در اپیزود آخر، وقتی همگی تصمیم به نقل مکان از آن خانه دوست داشتنی می گیرند، وقتی خانه را این بار بدون اسباب و اثاثیه می بینی حس دلتنگی غریبی داری، مگر در این 10 سال که مجموعه در آن بطور مداوم پخش می شد، در آن خانه بر ما چه گذشت که دوست داریم همراه «جویی» در مخالفت با نقل مکان «چندلر» و «مانیکا» بغض کنیم؟ چرا مراسم عروسی «فیبی» در آن شب برفی رمانتیک دلتنگمان می کند؟ چرا ما هم دوست داریم موقع خداحافظی «ریچل» و جویی (آنجا که ریچل می خواهد برای همیشه به پاریس برود) از بالای ساختمان به پایین بپریم؟ 10 سال رابطه گرم این دوستی را که مرور می کنی می بینی که انگار تو هم بخشی جدانشدنی از این رابطه ها بوده یی. با علایق بامزه جویی به غذا خوردن کیف کرده یی، حساسیتش در تقسیم نکردن غذایش با دیگران (که گاه تا مرحله به هم زدن یک رابطه عاشقانه هم پیش می رود) حسابی روزت را ساخته. سادگی –گاه به عمد- بلاهت آمیز «فیبی» را می شناسی. دل می بندی به خل بازی شگفتش وقتی در موقعیت های به اصطلاح قرمز خودش را «روجینا فلنجی» معرفی می کند و خیال می کند طرف مقابلش اینقدر خام است که نمی تواند حدس بزند پشت این اسم مستعار چه کسی ایستاده! برایت غیر قابل باور نیست که با دوچرخه یی که راث به او هدیه داده گپ می زند و از او خواهش می کند «لطفا به خاطر اینکه بلد نیست سوارش شود ناراحت نشود!». وسواس مانیکا در تمیزی خانه را دوست داری و می دانی بعضی وقت ها از نیمه شب گذشته و او موقع راه رفتن در خواب هم اتاق ها را تمیز می کند. عاشق فیبی هستی وقتی موش های کابینت آشپزخانه اش را «باب» و «رابرت» صدا می زند! شیفته این هستی که راث باز هم درباره دایناسورها و زندگی شان توضیحات طولانی و خسته کننده بدهد و بقیه سر به سرش بگذارند! اینها همه عاداتی ظاهرا جزیی و کوچک است که مخاطب در برخورد با این مجموعه خارق العاده و کاراکترهای باورپذیرشان به دست می آورد و برایش مثل مشخصات شیرینی می شوند که از یک آشنا سراغ دارد، آشنایی عزیز. دوستان یکی از الگوهای مهم سریال های کمدی دنیاست و سر موفقیتش در به تصویر کشیدن رابطه دوستانه صمیمانه یی است که همه انسان ها، آشکار و پنهان، آرزویش را دارند. رابطه یی که بتوان با دیگری غصه های فراوان و شادی های اندک زندگی مان را تقسیم کنیم، از کنار هم بودن لذت ببریم و از همه مهم تر با هم بودن را تجربه کنیم و وقتمان را کنار هم بگذرانیم. و همه اینها با طعم جوک ها و شوخی های پیاپی که یکی پس از دیگری سر می رسند. دوستان به طرز ظریفی فرهنگ امریکایی را هم معرفی و تبلیغ می کند. تاکید بر نمایش روز شکرگزاری (Thanksgiving) در هر فصل سریال که با خوردن بوقلمون همراه است. نمایش شب کریسمس و مراسم خاصش، شب هالووین با لباس پوشیدن های بامزه . به تصویر کشیدن چگونگی فرآیند ازدواج یک زوج که با آشنایی شروع می شود و با شناخت و همخانه شدن و پیشنهاد ازدواج و مراسم اصلی ادامه داده می شود و تازه بعد از آن، رابطه به مرحله تازه یی می رسد. دوستان در ستایش یکی از اساسی ترین ویژگی های رویای امریکایی یعنی تشکیل خانواده هم هست.

   یکی از عوامل مهم در به بار نشستن تمام مشخصه های ذکر شده فیلمنامه های پرجزییات این مجموعه است که توسط تیمی بیست و چند نفره نوشته می شدند. شوخی هایی حساب شده متکی بر ترکیبی از طنز موقعیت و طنز کلامی که حتی بعد از نوشته شدن، در لوکیشن اصلی سریال در حضور چند تماشاگر برگزیده و همراه بازیگران روخوانی می شدند و عکس العمل تماشاگران در درک کردن شوخی ها، میزان بامزه بودن یا نبودن آنها مورد ارزیابی قرار می گرفت و پس از بازخورد تماشاگران، متن دوباره توسط تیم نویسندگان بازنویسی می شد. در نخستین برخورد، مکان زندگی آدم ها و بی پردگی رابطه ها به قدری دلپذیر جلوه می کند که نمی توانی بپذیری این شوخی ها و قصه ها نوشته و کارگردانی شده باشند. اما در نوبت های بعدی تماشای سریال، بعد از دیدن قسمت ویژه پشت صحنه و آگاهی از ساز و کار نحوه خلق هر اپیزود، اتاقی که تیم نویسندگان خلاق دور میزی جمع شده اند و در حال تبادل ایده و گفت وگو در پیشبرد روند قصه و شکل گیری دقیق دیالوگ ها هستند، اهمیت فیلمنامه بیشتر خودش را نشان می دهد. مطمئن می شوی این موقعیت های ناب و شوخی های کلامی، ویژگی های رفتاری منحصر به فرد شخصیت ها نه بطور فی البداهه و اتفاقی بلکه کاملااز پیش تعیین شده اند و روی جزء به جزء آن فکر و کار شده است. friends2از آن لحظه هایی است که به معنی واقعی کلمه حسرت می خوری. اینکه مجموعه افراد تولید این سریال یک تیم هماهنگ و واقعی اند با سطح بالایی از خلاقیت و بداعت. هر کس در موقعیت خودش کارش را به بهترین نحو انجام می دهد. اما این قصه در کشور ما کاملابرعکس است. «کار تیمی» به هیچ عنوان در خلق آثار هنری مان مرسوم نیست. سریال های تلویزیونی کاملادر اختیار سلیقه فردی «کارگردان»هاست. کارگردان هایی که گاهی –مثلا- مشاوره هایی هم با نویسندگان شان می کنند. «مهران مدیری» استفاده جدی تر از فیلمنامه را از «پاورچین» شروع کرد، در حالی که تمام آثار قبلی اش بطور فی البداهه و تنها با تکیه بر طرحی چند صفحه یی اجرا می شدند. تیم نویسندگان همزمان با پخش سریال متن ها را می نویسند و بازیگران در وقتی محدود با عجله این متن ها را اجرا می کنند. نتیجه الگو قراردادن چنین روش کاری خیلی بامزه شده: هجوم سیل آسای طنز های سخیف که تکیه گاهشان بر لودگی و تیپ سازی سطحی است. با تکرار صدباره یک تکیه کلام خاص، ناخنک زدن به عشق های بدرنگ، اصرار ابلهانه بر ازدواج کردن شخصیت ها در پایان سریال و چندین و چند نکته بی کارکرد دیگر، که مغمومانه و ملتمسانه از بیننده خنده گدایی می کنند. تیپ سازی و کپی کاری از نمونه های خارجی، به علاوه استفاده بی رویه از تکیه کلام، معضلات مهم فیلمنامه های طنز ایرانی است. اسامی سریال های طنز این چند سال اخیر را اگر بطور اجمالی مرور کنیم به هیچ عنوان موقعیت طنز و داستانی خاصی از آنها را به یاد نمی آوریم. یعنی حافظه به این آثار سرسری و گذری راه نمی دهد. تنها تکیه کلام های تیپ هاست که کم و بیش، بر اثر استفاده مردم کوچه و بازار، در یاد مانده. «فتحعلی اویسی» در «بدون شرح» بدون هیچ دلیل منطقی ناگهان میان گفت وگوهایش می پراند «دیجیتالم کجا بود؟» و «حمید لولایی» در «زیر آسمان شهر» بطور مشابهی بین حرف هایش عبارت بی معنای «چی می گه؟» را به کار می برد و پی در پی هوار می زند «می زنم تو مُخت ها». «محمدرضا هدایتی» در «پاورچین» به طرزی خسته کننده «کته کله» و «شومپت» را نعره می کشد. «سیامک انصاری» در «نقطه چین» عبارت «استادش کن» را به کار می برد که گاه نه ربطی به خط قصه دارد و نه در موقعیت نقش کارآمدی بازی می کنند و جز تکرار یک کلام آشنا برای مخاطب درجه سوم نقشی ندارد. مدیری در «شب های برره» مدام صدای مهوع تف کردن (دقیقا اخ تُف) را به کار می برد و یکی در میان در جواب دیالوگ های افراد مقابلش تکرار می کند «این که گفتی یعنی چه؟» «خیلی ممنونم» تکیه کلام دیگر مدیری در «مرد هزارچهره» بود. «شقایق دهقان» در «ساختمان پزشکان» بارها و بارها و بارها بدون هیچ دلیل خاصی در جواب بازیگران مقابلش می گوید «واقعا؟» «جواد عزتی» مدام در «قهوه تلخ» کلمه «کیه؟» را با تمام توان هوار می زند و خوراک بدمزه یی می سازد برای تین ایجرها و بچه مدرسه یی ها که گوش کوچه ها را کر کنند. ساختن تیپ هایی متکی بر یک تکیه کلام که قابل پیش بینی ترین و غیر عقلانی ترین کارها را انجام می دهند تا صحنه گذری مضحکی بسازند خود می تواند گواهی بر عدم توانایی در نوشتن یک فیلمنامه استخوان دار با شخصیت پردازی و قصه یی جاندار باشد. همه آن تکیه کلام های مهمل بالارا مقایسه کنید با یک تکیه کلام که در کل سریال دوستان وجود دارد و دیر به دیر هم بیان می شود: جویی در برخورد با بعضی آدم ها که ازشان خوشش می آید و مایل است رابطه یی با آنها برقرار کند لبخندی می زند و ابرویی بالامی دهد و می گوید «حال تون چطوره؟». در یکی از اپیزودهای معرکه سریال دوستان، در فصل های پایانی، راث پس از آگاهی از علاقه جویی به ریچل بنا به اصرار خود جویی که از این اتفاق پشیمان است می خواهد او را با مشت بزند، اما جویی روی یک واکنش طبیعی جاخالی می دهد و دست راث به ستون کافه می خورد و راهی بیمارستان می شود! این صحنه که نمونه عینی یک کمدی موقعیت است دقیقا در «ساختمان پزشکان» تکرار شد. مهران مدیری ویژگی دوست داشتنی فیبی در شعرهای دیوانه وار گفتن و آن نوع گیتار زدن خاص و بامزه اش را در شخصیت «سحر ذکریا» در «پاورچین» کپی کرد (شعرهای یاسمن گولا)، از این نمونه ها بسیار فراوان است.

بقیه متن در لینک زیر:

http://cinemabook.ir/index.php/mozoeh/maghaleh/2510--friends-.html